خلاصه:
در جنگلی چنان انبوه که حتی روز ها هم تاریک بود، شاه کلودووِئو، در راه بازگشت از جنگ بود و بیتاب دیدن دخترش وربنا. اما شاه درمیان هزار توی ریشه هایی که در هم تنیده است، سرگردان میشود. از آن سو، وربنا و نامادری جوانش همراه با وزیر خائن شاه نیز، درجنگل گیر افتادند. بازگشت به قصرشان غیرممکن بنظر میآید اما باید گره از راز جنگل هزارتو را باز کنند...

ارسال به سراسر کشور
ارسال فوریروشهای ارسال متنوع
خرید مطمئن
ضمانت اصل بودنخریدی مطمئن داشته باشید
درگاه پرداخت
پرداخت ایمنبا درگاههای معتبر
انتخاب راحت
تنوع محصولاتهر آنچه نیاز دارید