خلاصه:
بابک بعد از هفت سال رفتن به کلاس موسیقی میخواهد رهبر ارکستر سمفونیک تهران شود. اما چون سنش کم است، به هر سالن موسیقیای برای اجرا میرود او را به بیرون شوت میکنند. تا اینکه یک روز با خواهرش باران در راه خانه به مرد کولیِ دستفروشی برمیخورند که با سنتور آهنگی از بتهوون مینوازد. مرد کولی در بساطش جعبهی موسیقیای دارد که جادویی است و با هر بار کوکشدن ماجرایی تازه سر راه بابک و باران قرار میدهد.
بابک و باران با جادوی این جعبه به خانهی یوهان سباستین باخ میروند و از دیدن خانوادهی پر جمعیت او شگفتزده میشوند. اما باخ فقط پدر یک خانوادهی پرجمعیت نیست، او پدر موسیقی کلاسیک و بزرگترین نوازندهی ارگ است. مهمتر اینکه اهل سفر و ماجراجویی است. بابک و باران نیز در این ماجراجوییها با او همسفر میشوند...

ارسال به سراسر کشور
ارسال فوریروشهای ارسال متنوع
خرید مطمئن
ضمانت اصل بودنخریدی مطمئن داشته باشید
درگاه پرداخت
پرداخت ایمنبا درگاههای معتبر
انتخاب راحت
تنوع محصولاتهر آنچه نیاز دارید